خرید بک لینک
به تو فکر می کنم و بی اختیار لبخند می زنم تو منظره ی همان دشتی که بارها سرتاسر رویاهایم را دیوانه وار در آن دویده ام پروانه ها از گلوی تو پرواز می کنند صدای قلبت صدای بافتن پیله هاست! عطرها، دست از سر پیراهنت بر نمی دارند... آغوش تو مرا پرنده می کند، آغوش تو مرا بلند پروازتر می کند... نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11:10 توسط ...|

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 12:10

از باغ های حافظ تو تا سطرهای بی خواب من چقدر بیراهه هست! می خوابم این بار به عطر چشمانت با سرمه ای که در چشمان هر نهنگی هست بی مِی بی ساغر از هزاره ی طوفان های در راه چگونه است گریستن بر فریادهای مانده در خیزاب بانوی درخت های خیس و تب دار برخیز بیا به ساحل برویم مرگ تاوان کمی است برای چشمان تو... نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ساعت 17:27 توسط ...|

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 12:10

صفحه بندی